خاطرات کودکی ساینا

خوش آمدید

 

ساینای عزیزم

آرزویمان این است دلت خوش باشد

نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند

نشود غصه دمی نزدیکت

لحظه هایت همه زیبا باشد

از خدا می خواهیم که تو را سالم و خوشبخت بدارد همه عمر و نباشی دلتنگ

از طرف مهربونترین خاله دنیا

 

 

دوستانی که رمز ندارند پیام بزارن تا بهشون رمز بدم.

سنگ توزین

دخترم، عمرم، نفسم میخوام برات بنویسم. اما اینبار نه از موارد احساسی، از موارد فیزیکی و مادی که اگه بخواهی تا تهش بری بازم به معنویات انسان میرسی. پول، چیزی که آدمها برای بدست آوردنش باید بهایی بپردازند. اما باید دید که وقتی بدستش آوردن حالا میخوان چکار بکنن و چی با هاش بدست بیارن. یک زمانی تو مدرسه ها میگفتند علم بهتر است یا ثروت؟ همه مینوشتن ثروت چون در آن زمان پول ارزشی نداشت و  یا بهتر بگم که جایگاهش معلوم نبود. حالا پول با همان بی هویتی متأسفانه در جامعه جوان ایران توجهی رو به خودش جلب کرده که خیلی ها به سمتش میرن ولی جایگاهش و ارزش واقعیش رو نمیدونن. میخوام برات از این کالا یا متاع یا ابزار بگم. دخترم یک روز در یک جلس...
18 تير 1393

دلنوشته های عمر پدر

دختر گلم بازهم برایت مینویسم تا این قلم که از دل الهمام میگیرد و با جوهر درون، تأمین رنگ میکند و با نی انگشتان مطلب به رشته تحریر در میاورد سخنی بنگارد برای راحتی و اندوخته مسیر زندگیت. این شعر را در روز یکشنبه 1393/03/11 ساعت 13:20 سرودم به جهت حرمت رازداری که در بعضی از آمدها بسیار و در برخی دیگر مجالی از وجود نیافته و اثری در بین نیست. اهل احساسم من پیشه ام عشق ورزی به ندای دل همراهان است روزگارم عالی به صفای رُخ مَهرویان است. من همه آینه ها را به نبرد دل خود میطلبم؛ که ببیند انسان به چه سان این دل من، روی در مردمِ مردم شنود رازهای دلشان و نگارد به قلم های محبت در خود؛ و بیا...
3 تير 1393

دست نوشته های عمر

ساینای دلبندم، دختر گلم قربون اون پدر گفتنت برم که وقتی کار داری میگی "پدر"، "بابایی" و از الآن میدونی چه جوری دل ببری و خواسته هایت رو به اجرا در بیاری. راست میگن دختر برکت خونه است. میخوام برات یه چیزایی رو بگم که تو زندگی خیلی به دردت میخوره و میتونه خیلی از بار فکریت رو وقتی بزرگ میشی و شدی کم کنه و تمرکزت رو بیشتر روی کارای مهمت بزاری. از نظر ذخیره سازی اطلاعات که در تمام دنیا همه به فکر این هستن که فضای کمتری اشغال کنه یه اصولی هست که بهتره بدونی تا وقتی بزرگ شدی و اینها رو میخونی یاد وقتی که بهت میگفتم باشی و به عمقش توجه کنی. همیشه فیلم فضای زیادی از حافظه رو اشغال میکنه و متن و text کمترین جا رو برا...
22 خرداد 1393

دلنوشته پدر با کلام احساس

دخترم، نفسم، زندگی من، امید و انرژی من برای رفتن و بودن و دیدن، بابایی بعضی وقتها، کلامی از عمق احساسش بیرون میآد و وقتی مینویسه شبیه شعر میشه. The sun, may light up the Earth; But my life is light up by an Angel like you. خیلی باید در عمق احساس باشم که بتونم شعر بگم یا اینکه انگیزه ای قوی باشده که منشاء پاکی داشته باشه تا شعرم بیاد. انشاءالله وقتی بزرگ شدی اگه یادت بود و خواستی و شرایطش فراهم بود منشاء شعرام رو برات میگم. دفتر شعرم رو هم برات میگذارم تا به یادگار از من داشته باشی. اینم شعری که برات گفتم: آمد آوای خدا، بعد از دهه در پیش من                        ...
22 خرداد 1393

پدرانه

دختر عزیزم، دلبندم امشب بعد از 2 ماه و 8 روز اومدم برات بنوسیم. از زمامه و درسهایی که باید یادبگیری تا تو زندگی بهتر و مصمم تر قدم برداری. هر پدری باید به دخترش اینها رو بگه، البته من وقتی بزرگ شدی بهت میگم ولی اینجا هم مینویسم تا با هربار ورق زدن این صفحات برات تکرار بشه و نگی بابای نصیحت کنی دارم. البته مامانت همیشه برات نوشته و مینویسه و بیشتر از بابات فعاله، ولی من این مطالب رو به عنوان تجربه های زندگی مینویسم تا همراهت باشه.   امروز بابایی یکی از عصبهای کمرش گرفته بود که خیلی درد میکرد و مجبور شد آمپول بزنه و بیاد خونه بخوابه، بیشترین چیزی که حالمو خوب کرد همدردی تو بود که باتمام کوچیکیت بزرگترین احساسات رو نشون میدادی و کنار ...
13 اسفند 1391