سایناساینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

خاطرات کودکی ساینا

مروری بر (3)90

سلام عزیز دل مامان 6 مهر سونوگرافی دکتر حمدی پور، وزن شما 1910 گرم، 31 هفته و سه روزم سن داشتی.ماشاله چه لپایی داری مامان. پاهاتم انداخته بودی رو پات. 13 مهر ختم قرآن برای سلامتی شما 15 مهر شروع خونه تکونی برای ورود پرنسسم. 23 مهر از این به بعد هفته به هفته میریم پیش خانم دکتر کاظمی 28 مهر اسم شما قطعی شد. سای نا 1 آبان دارم زن عمو می شم. 14 آبان مرتب کردن اتاقت تموم شده دارم لباساتو می شورم. 15 آبان آخرین سونوگرافی وزن شما 2900 گرم. 19 آبان پاهات رو دیدم. اونها رو کوبیدی تو شکمم. دیدمشون. 23 آبان آخرین ویزیت دکتر و تعیین وقت زایمان. فقط 5 روز دیگه مونده روی ماهت رو ببینم. 28 ابان حسابی خوش گذروندیم.فردا می یای. ...
3 ارديبهشت 1391

روزشمار زندگی ماه پنجم

سلام فرشته زیبا 1 فروردین خوب مامانی یاد گرفتی گاز می گیری اونهم با اون لثه های بی دندونت. 2 فروردین خواب بین روزت بیشتر شده البته تو بغل. 4 فروردین عروسک های دور تختت رو با دستت جابه جا می کنی. 5 فروردین ادای مامان رو در می یاری. صدای منو تقلید می کنی. 7 فروردین غلت زدنت کامل شد. یکبار غلت می زنی دستت رو از زیر سینت در می یاری چند دقیقه ای سرتو بالا نگه می داری یواشکی تلویزیون می بینی و دوباره غلت می زنی. قربونت برم 8 فروردین دخترمون حمومش دیر بشه کلافه می شه. 9 فروردین آپو آپو می کنی. تف می سازی. کلی هم برای مهمونها قهقهه زدی. خوش اخلاق 10 فروردین دوباره دو غلت زدی. غریبی کردی از پسر خاله مامان. 12 فروردین دستت رو دور گ...
2 ارديبهشت 1391

مدلهای خواب ساینا گلی

عزیز دلم قربونت برم که عاشق خوابیدن تو بغل بابایی هستی. مخصوصا شبها. البته تازگیها یاد گرفتی خودت می خوابی. چقدر اینجا کوچولویی. اینجا بابایی داره با تلاش زیاد شما رو می خوابونه. فکر کنم 2.5-3 نصف شبه. خوابت می یادها ولی نمی خوابی. چشماشو ببین. ...
2 ارديبهشت 1391