یک تجربه
سلام مامانی
دکتر برای شما قطره بینی داده بود تا توی بینی کوچولوت بریزم. روش نوشته 2 قطره در بینی هر 4 ساعت یکبار. منم که از همه جا بیخبر دیروز شروع کردم به ریختن قطره توی بینی شما. سه بار قطره رو ریختم اما سینه شما شروع کردی به خس خس کردن و آبریزش بینی داشتی. طوریکه فکر کردم سرما خوردی.
می خواستم شب که بابایی اومد شما رو ببریم دکتر. اما کمی بهتر شدی تا آخر شب که دیدم اصلا خوابت نمی بره. تا می خوابیدی زود بیدار می شدی و گریه می کردی اونهم حسابی با هیچ چیزی هم آروم نمی شدی. تا اینکه بابایی زنگ زد به عمو یاشا و از اون پرسید چی کار کنه.
وای مامانی اشتباه کرده بودم. عمو گفت بچه ها تا 6 ماهگی بلد نیستند با دهان نفس بکشند و اگه بینی اونها بگیره کلافه می شن. گفت نباید قطره رو توی بینی بریزیم باید گوش پاک کن رو با قطره مرطوب کنیم تا توی بینی شما رو فقط مرطوب کرده باشیم. وای مامان شما از دیشب تا حالا خس خس می کنی . حالا داری شربت دیفن هیدرامین می خوری. انشاله که زود زود خوب بشی.
قربونت برم

عزیز دلم بالاخره مجبور شدیم بریم دکتر. رفلاکس داری. دکتر براتون رانیتیدین نوشت تا خوب بشی گلم. البته بینی شما هنوز می گیره.


یک تجربه
