سایناساینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

خاطرات کودکی ساینا

100 روز گذشت

1390/12/10 19:24
نویسنده : مامان و بابا
566 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم، عمر و جون مامان و بابا، سه رقمی شدن روزهای زندگیت مبارک.

این 100 روز گذشته بهترین روزهای زندگیمون بودند. نمی دونم اگه تو نبودی اصلا چطوری زندگی می کردیم.

توی این صد روز از یک نوزاد کوچولو که می ترسیدیم بغلت کنیم تبدیل شدی به یک شیرخوار که می خندی، بازی می کنی تازگی ها هم همه چیز رو می لیسی مخصوصا دستاتو. حالا دیگه خیلی خوب مامان و بابا رو می شناسی. یاد گرفتی با خودت بازی کنی. اصلا گریه نمی کنی بر عکس روزهای اول. خوابت خیلی منظم شده. شبها به موقع می خوابی تازگیها ظهر هم می خوابی. شیر خوردنت هم بعد از سه ماهگی کاملا منظم شده. فقط وقتی گشنه باشی شیر می خوری. عاشق ماشین سواری و نورهای توی خیابونی. خلی شیرین شدی مامانی کاش بابا سیروس زنده بود و شما رو می دید. آخه خیلی دوستت داشت. بابایی توی این 100 روز انرژی مضاعفی پیدا کرده. کلی با شما بازی می کنه. شما هم کلی بهش می خندی و براش ذوق می کنی.

به بهانه صد روزگی می نویسم که رفتیم مرکز پایش رشد آفتاب تا تحت نظر مشاور کودک باشی. اولین ویزیت توی بیمارستان بود. خانم سعیدی که خیلی خانم مهربونیه مشاور شماست. به ما یاد داد که تو سه ماه آینده حسابی باهات تمرین کنیم. تمرین مهارت های هوش. گفت اصلا تلویزیون نبینی. ما تازه بی بی انیشتین گرفته بودیم ولی خوب ممنوع شد. بهمون یاد داد که چطوری مهارت های غلت زدن و راه رفتن رو با شما تمرین کنیم. اسباب بازی های مناسب سنتون رو معرفی کرد و خلاصه خیلی چیزهای دیگه. خیلی خوشحال شدم آخه همیشه دوست داشتم تو باهوش ترین باشی. نوبت بعدی سه ماه دیگس.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

نرگس
14 اسفند 90 9:32
عزیزکم ایشاء 1200000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000روزه بشی


مممممنونم خاله جون
مامان ترنم کوچولو
14 اسفند 90 17:26
عزیزم ایشالله 100 شاله شی البته شاد و سلامت.مامانی اگه میشه تمرینارو به ما هم بگو؟ دوست داشتی تو پیام خصوصی؟


باشه خاله جون به مامان می گم زود زود بیاد تمرینها رو بگه
سحر مامان آراد
16 اسفند 90 12:25
سلام
100 روزگیت مبارک ساینا جون
اولین بار که وبت رو دیدم با اجازه لینکیدم



ممنون خاله جون.